عنوان تصمیم گیری داده محور
نوع منبع مقاله
گروه تجزیه و تحلیل
تاریخ انتشار ۰۲ / ۰۴ / ۱۳۹۵
خلاصه بنگاه های اقتصادی و مراکز کسب و کار می بایست از داده در قلب تصمیم گیری استراتژیک خود فارغ از این که دارای چه ابعادی هستند ، استفاده نمایند . مدیران کسب و کار نیاز به تصمیم گیری دارند و این خواسته صرفا با تامین داده خام عملی نخواهد شد. ما می بایست مسیر تبدیل داده به بینش را بگونه ای طی کنیم که بتوانیم با تکیه بر بینش تولید شده ، تصمیم گیری نمائیم و در ادامه شاهد اقدامات متاثر از تصمیمات صحیح در کسب و کار خود باشیم. در این مطلب به ده گام ساده جهت تصمیم گیری داده محور اشاره خواهیم کرد که می تواند مورد استفاده هر کسب و کار قرار گیرد .

 از شرکت های بزرگ چند ملیتی گرفته تا شرکت ها و موسسات کوچکی که به صورت خانوادگی اداره می شوند، می بایست از داده در تصمیم گیری های مهم و استراتژیک خود استفاده نمایند . داده بینش و بصیرتی را ارایه می نماید که می توان از آن به منظور پاسخ گویی به سوالات کلیدی کسب و کار استفاده کرد ( چگونه می توان رضایت مشتریان را بهبود داد؟) . همچنین ، صاحبان و مدیران کسب و کار می توانند از این بینش و بصیرت در جهت تصمیم گیری و اقدام مناسب استفاده نمایند . این نکته ظریف ، توان داده و قدرت تاثیرگذاری شگرف آن را در بنگاه های اقتصادی هزار سوم به خوبی نشان می دهد . قدرتی که مدت ها است نوید یک انقلاب عظیم در حوزه data را داده است .

از داده تا عمل  
به دست آوردن بینش از داده جهت تصمیم گیری بهتر ، یکی از اقدامات کلیدی و حیاتی برای هر کسب و کار است  که با تجزیه و تحلیل داده می توان به آن دست یافت. به عبارت دیگر ، تجزیه و تحلیل فرآیندی علمی جهت تبدیل داده به بینش و تصمیم گیری بهتر و متعاقب آن اقدامات مناسب است . دو فرآیند کلی  را می توان برای تجزیه و تحلیل در نظر گرفت : تولید بینش از داده و تصمیم گیری بر اساس بینش تولید شده . شکل 1 ، مسیر داده تا اقدام و یا عمل را نشان می دهد .

 مسیر داده تا بینش
  شکل 1 : مسیر داده تا اقدام 

همانگونه که در شکل 1 نشان داده شده است ، فاصله بین داده تا بینش با تجزیه و تحلیل تکمیل می گردد و به نوعی می توان گفت که این موتور تجزیه و تحلیل است که با دریافت داده ، بینش لازم را تولید می نماید . همچنین، فاصله بین زمانی که به بینش لازم می رسیم تا اقدام متناسب با آن را انجام دهیم به تصمیم گیری برمی گردد . سرعت ، دقت و کیفیت در هر دو مرحله بسیار تعیین کننده و مهم می باشد چراکه در یک فضای شدیدا رقابتی زندگی می کنیم و رقبا برای تاختن، منتظر سوار شدن ما بر اسب سرنوشت نخواهند شد. چه بسیار سازمان هایی که علی رغم تولید بینش لازم از داده ، در مرحله تصمیم گیری دارای اشکالات فراوان هستند و به دلیل نبود یک ساختار منسجم تصمیم گیری ، تصمیمات با تاخیر و احتمالا با ابهام اتخاذ می گردد . همین موضوع باعث می شود که آنها نتوانند در زمان لازم اقدامات مناسب و بایسته ای را انجام دهند و در عمل به اسطوره ای از فرصت سوزی تبدیل می شوند . فرصت هایی که شاید شرایط تحقق آنها در هیچ بازه ای از حیات یک بنگاه کسب و کار دیگر تکرار نگردد .

فرآیندهای تصمیم گیری داده محور   
برای بکارگیری داده در مسیر صحیح تصمیم گیری می بایست مجموعه ای از فرآیندها را دنبال نمود تا بتوان در عمل از مزایا و ظرفیت بالقوه داده در تصمیم گیری استراتژیک  استفاده کرد . اهمیت این مراحل از خود داده اگر بیشتر نباشد ، کمتر نیست . از این رو لازم است به این مراحل که می توان آنها را به ده فرآیند کلی تقسیم کرد به عنوان مراحلی استراتژیک جهت خلق بینش از داده مد نظر قرار داد .
 
فرآیندهای تصمیم گیری داده محور
  شکل 2 : فرآیندهای تصمیم گیری داده محور

در ادامه به بررسی فرآیندهای ده گانه تصمیم گیری داده محور خواهیم پرداخت .

 شروع کار از استراتژی      امروزه شاهد حضور تاثیرگذار داده در حوزه های مختلف کاری و شخصی خود می باشیم . برای غرق نشدن در دنیایی که کلان داده ها و یا داده های عظیم آن را وعده داده اند و یا گم شدن در هیاهوی پیرامون داده ، می بایست نقطه آغازین کار را به درستی انتخاب کرد . برای یک شروع با برنامه و موفقیت آمیز ، از استراتژی شروع کنید و تمامی سوالات و داده های مورد نیاز را به زلف آن گره بزنید . به جای تمرکز بر روی این موضوع که به کدام داده می توانید و می بایست دستیابی داشته باشید ، به دنبال این موضوع مهم باشید که کسب و کار شما به دنبال نیل به چه اهدافی است .

 تمرکز در حوزه کسب و کار    برای نیل به اهداف تعریف شده در استراتژی ، بر روی کدام حوزه کسب و کار می بایست متمرکز گردید ؟شناسایی نقاط تمرکز اصلی که بیشترین تاثیر را بر روی اهداف استراتژیک دارند ، یکی از فعالیت های حساس و مهم در راستای نیل به یک الگوی مدون و هدفمند جهت تصمیم گیری داده محور در یک سازمان می باشد . اگر شما صرفا قادر به بهبود یک و یا دو حوزه کاری باشید ، کدامیک را انتخاب می نمایید ؟ در اکثر کسب و کارها ، مشتری ، مسایل مالی و عملیات حوزه های کلیدی می باشند که می بایست در بالاترین اولویت قرار گیرند .

 شناسایی پرسش های بدون پاسخ کسب و کار  تا این مرحله ، اهداف استراتژیک شناسایی شده اند . گام بعدی ، شناسایی پرسش هایی است که لازم است برای نیل به اهداف استراتژیک به آنها پاسخ داده شود . این که بدانیم واقعا چه چیزی را لازم است بدانیم می تواند سرنخ مناسبی جهت شناسایی داده مورد نیاز باشد . ما می بایست از وضعیت جمع آوری هر چیز به سمت جمع آوری و اندازه گیری x و y جهت پاسخ به سوال z حرکت کنیم.

شناسایی داده مورد نیاز جهت پاسخ گویی به سوالات   مرحله بعدی ، شناسایی داده مورد نیاز ( دستیابی و یا به دست آوردن) جهت پاسخ به سوالات تدوین شده در مرحله قبل است . ذاتا هیچ نوع داده خاصی نسبت به سایر نوع های داده بهتر و یا ارزشمند تر نیست . از نظر یک کسب و کار داده ایده آل ، داده ئی است که بتوان با استفاده از آن به مهمترین سوالات مرتبط با اهداف استراتژیک پاسخ داد . پس از مشخص شدن داده های کاندید ، وضعیت جمع آوری آنها از بعد سادگی ، سرعت و قیمت نیز بررسی خواهد شد تا داده مطلوب برای پاسخ به سوالات مشخص گردد .

شناسایی  داده موجود    پس از شناسایی داده مورد نیاز برای پاسخ گویی به مهمترین سوالات کسب و کار مرتبط با استراتژی ، می بایست با نگاهی به محیط پیرامون خود با وضعیت داده های موجود بهتر و بیشتر آشنا شویم .ممکن است هم اینک بر روی بخشی از آن اطلاعات نشسته باشید ( حتی اگر در آغاز این موضوع مشخص و هویدا نباشد ) . در چنین مواردی جمع آوری و دستیابی داده حائز اهمیت است . در صورتی که داده موجود نباشد ، با طراحی ، پیاده سازی و استقرار سیستم های جمع آوری داده و یا دستیابی مستقیم  به داده خارجی می توان بستر لازم جهت دستیابی به داده مورد نظر را فراهم کرد  .


بررسی نسبت هزینه به مزایا   پس از آگاهی از هزینه ها ، می بایست نسبت مزایا و هزینه ها را محاسبه کرد . این که چه چیزی را با چه قیمتی قرار است به دست آوریم و ارزش آن برای ما به چه میزان است ؟ در چنین مواردی می بایست با داده همانند سایر سرمایه ها و یا دارایی های سازمانی برخورد کرد . به عبارت دیگر ، می بایست بطور شفاف ارزش بلند مدت داده برای استراتژی کسب و کار مشخص گردد . هزینه دستیابی داده را می بایست به درستی مدیریت کرد چراکه نمی بایست در وضعیتی قرار بگیریم که هزینه دستیابی به داده بیش از ارزشی باشد که آن داده بخصوص نصیب یک سازمان می نماید . در صورت برخورد با چنین شرایطی ، می بایست بررسی یک منبع داده دیگر ( نسبت بین هزینه ها و مزایا ) را در دستور کار قرار داد .  

جمع آوری داده     عملکرد این مرحله عموما به تنظیم فرآیندها و استفاده از افرادی برمی گردد که مسئولیت جمع آوری و مدیریت داده را برعهده دارند . ممکن است سازمان شما از یک پکیچ تجزیه و تحلیل خریداری شده ، استفاده می کند . در چنین مواردی نیازی نیست که داده زیادی را جمع آوری کرد ولی در بسیاری از موارد و در مقام عمل ، تعداد زیادی از پروژه های داده مستلزم بکارگیری فرآیندها و سیستم هایی جهت جمع آوری داده می باشند .

تجزیه و تحلیل داده      برای استخراج بینش مفید و بامعنی لازم است  داده جمع آوری شده ، تجزیه و تحلیل گردد . مهم این است که بتوان از داده جمع آوری شده ، چیزهای جدیدی را یاد گرفت . متداولترین نوع تجزیه و تحلیل ،تجزیه تحلیل مبتنی بر متن ، تجزیه و تحلیل صوتی و تصویری می باشد . در سالیان اخیر ، شاهد یک انفجار وسیع در تعداد پلت فرم های ارایه شده جهت تحلیل کلان داده ها و یا داده های عظیم از طرف شرکت های متعددی در سطح دنیا می باشیم . در بسیاری از موارد ما همچنان نیازمند بکارگیری سیستم های تجزیه و تحلیل داده با سطح بلوغ بالا به همراه قابلیت های مطلوب می باشیم .


ارایه و توزیع بینش  پس از تجزیه و تحلیل داده و خلق بینش و بصیرت ، زمان آن رسیده است که این خروجی ارایه و توزیع گردد . ارایه نتایج به افراد ذیصلاح ، در زمان مناسب و با بهره گیری از روش های مدرن شرایطی را فراهم می آورد که بتوان قبل از تصمیم گیری به انجام هر کاری از مخزن با ارزش بینش استفاده کرد . مخزنی که اگر به درستی پر گردد و به درستی از آن برداشت شود می تواند بهبود عملکرد را در یک سازمان به دنبال داشته باشد . امروزه از روش های مختلفی جهت ارایه داده استفاده می گردد . در این راستا ابزارهای متعددی نیز طراحی و پیاده سازی شده است که می توان از آنها به منظور ارایه و توزیع بینش استفاده کرد .

تلفیق آموخته ها  در کسب و کار   در نهایت می بایست از بینش تولید شده جهت تصمیم گیری استفاده کرد و تصمیماتی گرفت که کسب و کار را متحول نماید . بدیهی است هر گونه اقدام می بایست به پشتوانه این چنین تصمیماتی انجام شود تا بتوان مزایای ملموس و غیرملموس تصمیم گیری مبتنی بر داده را  در کسب و کار خود مشاهده کرد . به جرات می توان گفت با ارزش ترین بخش کار مشاهده عینی اثرات تحلیل داده و تولید بینش و بصیرت  در تصمیم گیری های استراتژیک و متعاقب آن اقدامات مرتبط با آن می باشد  .

 خلاصه
مدیران کسب و کار نیاز به تصمیم گیری دارند و این خواسته صرفا با تامین  داده خام عملی نخواهد شد .  تکیه صرف بر داده خام و تصمیم گیری مبتنی بر آن ، تیر خلاصی است بر سینه هر بنگاه کسب و کار که سوخت موتور تصمیم گیری خود را به آن وابسته کرده است .  برای تصمیم گیری داده محور می بایست در گام نخست داده خام را به بینش تبدیل کرد و در مرحله بعد ، از بینش تولید شده به عنوان سوخت موتور تصمیم گیری استفاده کرد .  بدیهی است هر اندازه که بتوانیم کیفیت این سوخت را بهبود دهیم و همچنین از فناوری های روز دنیا جهت تولید آن استفاده کنیم ، موتور تصمیم گیری با شتاب بهتر و بیشتری می تواند فعالیت و خروجی قابل قبولی را ارایه نماید تا با استناد به آنها بتوان بهترین اقدامات را در بهترین شرایط ممکن انجام داد .
 برای خلق بینش از داده خام می بایست در چارچوب یک فعالیت هدفمند ، مجموعه ای از فرآیندها رادنبال کرد . در این مطلب به ده فرآیند مختلف اشاره گردید که با دنبال نمودن صحیح آنها می توان بستر لازم جهت تصمیم گیری داده محور در یک سازمان را ایجاد کرد .آن چیزی که سازمان ها را در دنیای دیجیتال ، رقابتی و غیرقابل پیش بینی امروزی موفق می نماید ، قابلیت یادگیری سریع تر نسبت به رقبا و عمل بر اساس آگاهی و بینش مبتنی بر حقایق و در یک کلام ، دانش است . تنها در این حالت است که یک سازمان می تواند در مسیر خلق مزیت رقابتی برای خود گام بردارد .  با تصمیم گیری داده محور می توان این مسیر را به درستی و با سرعت طی کرد .
 
منابع  :

Hunter Whitney. Data Insights: New Ways to Visualize and Make Sense of Data. Morgan Kaufmann, 2012
http://www.forbes.com